![]() |
|
نوروز عیدتون مبارک........
2
نوشته شده در 2010/3/20ساعت 15:53 توسط مجنون |
نوروزتون پیروز برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز چو آتش در درخت افکند گلنار دگر منقل منه آتش میفروز چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست حسدگو دشمنان را دیده بردوز بهاری خرمست ای گل کجایی که بینی بلبلان را ناله و سوز جهان بی ما بسی بودست و باشد برادر جز نکونامی میندوز نکویی کن که دولت بینی از بخت مبر فرمان بدگوی بدآموز منه دل بر سرای عمر سعدی که بر گنبد نخواهد ماند این گوز دریغا عیش اگر مرگش نبودی دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز *** برخیز که میرود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد ز پیش ایوان برخیز که باد صبح نوروز در باغچه میکند گل افشان خاموشی بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امکان آواز دهل نهان نماند در زیر گلیم و عشق پنهان بوی گل بامداد نوروز و آواز خوش هزاردستان بس جامه فروختست و دستار بس خانه که سوختست و دکان ما را سر دوست بر کنارست آنک سر دشمنان و سندان چشمی که به دوست برکند دوست بر هم ننهد ز تیرباران سعدی چو به میوه میرسد دست سهلست جفای بوستانبان
2
نوشته شده در 2010/3/20ساعت 15:37 توسط مجنون |
شعر فرخی سیستانی درمورد عید نوروز چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزار
پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس بید را چون پر طوطی برگ روید بی شمار دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد حبذا باد شمال و خرما بوی بهار بادگویی مشک سوده دارد اندر آستین باغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنار ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله نسترن لولوی لالا دارد اندر گوشوار تا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل پنجه های دست مردم سر برون کرد از جنار راست پنداری که خلعتهای رنگین یافتند باغهای پر نگار از داغگاه شهریار
2
نوشته شده در 2010/3/20ساعت 15:34 توسط مجنون |
سفره هفت سین ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است. اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد. و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند.
چرا هفت سین؟ در روزگار ساسانیان قابهای منقوش ، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده می شد که بعدها به نام کشوری که از آن می آمد چینی نامیده شد و در تغییر گویش به صورت "سینی" و نیز در حالت معرب به صورت "صینی" رواج پیدا کرد. چینی یا سینی یعنی منسوب به چین یا سین و نام سین یا چین که در واقع نام سلسه پادشاهی چین است. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که از چین آورده می شد آن که از جنس فلزبود را سین یا سینی و آن که از جنس کائولین بود را چینی می نامیدند. برای چیدن خوان نوروزی در این دوران از همین ظروف منقش بهره می گرفتند که نوع مرغی آن هنوز در ایران مرسوم است و این ظرفها را پر از نقل و قند و شیرینی می کردند و به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت ، خرداد ، امرداد، شهریور ، بهمن و اسپندارمذ و خود اهورمزدا بر سر خوانهای نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام هفت سینی نام گرفت که بعدها با حذف "ی" نسبت همان هفت سین امروزین شد اصولا" هفت در فرهنگ و ادبیات ایران عدد مقدسی است و کاربرد آن در هفت خوان رستم ، هفت طبقه آسمان ، هفت مرحله عشق ، هفت اختر ، هفت اقلیم ، و... مشهود است و در ادبیات هم آثار زیادی با هفت آغاز شده همچون هفت اورنگ و یا هفت گنج سفره هفت سین در میان ما ایرانیان که نمادی از خوشبختی، شادی، خرمی ، وفور نعمت و سلامتی است در گذر زمان تغییر یافته و به تدریج مظاهر بیشتری از حیات را در خود گنجانده است
نمادها آنچه بر سر خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین آینه و شمعدان و طبعا" شمع های فروزان ، نان ، شراب ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ، تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است. ابتدا بپردازیم به هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن سیب : نماد زایندگی و عشق است سنجد : سنجد میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود . به همین دلیل سنجد هم سمبل عشق است سرکه : نماد صبر و شکیبایی است سیر : نماد تندرستی است سبزه : نماد باروری و نوزایی است سماق: درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره است سمبل : آب سمبل روشنى دل مىباشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آبها اناهیتاى بزرگ مىباشد که مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق، بارورى، آب، برکتبخشى و پیروزگرى است آینه : آینه نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا" آن چیزی که در لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می خورد باید نظری کرد به خویشتن خویش ماهی : نماد زایش، تازگى ، شادابى و تکاپو است شمع : مظهر فروغ و روشنایی است سکه : نشان ثروت و دارندگى است اسپند : به معناى مقدس و نماد دورکنندهى چشم بد است. شکر و شیرینى : براى شیرینکامى همیشگى افراد خانواده است نارنج : نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطورهى آفرینش آمده است که پروردگار آب را آفرید و سپس عرش خود را بر آن بنا نهاد تخممرغ : نماد آفرینش، نطفه و بارورى است نان : نشان برکت و رونق روزی است درباره سفره هفت سین همچنین گفته شده است که سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، و بخشش هستند جایگاه سفره نوروزی و سلامتی
در طول تاریخ بشر، اقوام مختلفی ظهور و با خلق شیوه های گوناگون زندگی از خود، آداب و رسوم و سنتی را به میراث گذارده اند که بررسی، یادآوری، شناخت مفاهیم و تبلیغ و ترویج جوانب مثبت آن ضمن حفظ هویت ملی مایه مباهات، سرافرازی، خودباوری و بالاخره پایداری قومی در مقابل فرهنگ بیگانه می شود سنن و فرهنگ ایرانیان از ریشه و قدمت خاصی برخوردار و تامل برانگیز است. یکی از این سنن، پیام نیاکان ما در زمینه هفت سین است. ایرانیان در روند تدریجی و تکاملی صدها سال از زندگی پرنشیب و فراز و پربار خویش در اول بهار که آغاز سال نو و شکوفایی مجدد طبیعت در این منطقه از کره زمین است، همواره با حفظ آیین شکوهمند و غرورآفرین نوروز با چیدن هفت خوراکی که به زبان شیرین و غنی پارسی با حرف «سین» شروع می شود، در سفره هفت سین، پیام تغذیه ای سالم زیستن را سینه به سینه به نسل معاصر رسانده انداگر به ارزش های غذایی حیات بخش، اعجاز آور و حیرت انگیز خوراکی های تشکیل دهنده سفره هفت سین شامل: سیر، سنجد، سماق، سرکه، سیب، سبزی و سمنو که تاکنون مطالب زیادی در مورد علل یا خواص آن نگاشته شده به شرح مختصر زیر توجه و دقت شود، آن وقت درمی یابیم که در بطن تک تک خوراکی های تشکیل دهنده هفت سین، پیام با ارزش و گرانبهایی برای حفظ سلامتی نهفته است. مصرف سیر علاوه بر میکروب زدایی و سایر خواص متعدد، در جهت کاهش کلسترول، جلوگیری از تصلب شرائین، متعادل نگهداشتن فشار خون و حفظ سلامت بدن منجمله قلب و عروق در سراسر دنیا توصیه می شود مصرف سنجد در طب تغذیه علاوه بر خواص مختلف جهت درمان آرتروز توصیه می شود مصرف سماق همراه کباب علاوه بر خواص متعدد، جهت کاهش مضرات اوره گوشت توصیه می شود مصرف انواع سرکه منجمله سرکه انگور قرمز(که حاوی لایکوپن است) یا سرکه سیب باخواص اعجاز آور مختلف شامل: پایین آورندگی مضرات چربی مصرف شده در بدن، باز نگهدارندگی عروق و خاصیت ضدسرطانی آن به هر شکل ممکن بالاخص در ترشی ها و سالاد توصیه می شود کلیه فرهیختگان امور تغذیه در سراسر جهان مصرف یک سیب در روز را نه تنها برای دفع سم، تقویت دستگاه گوارشی، تامین ویتامین ها و املاح لازم جهت حفظ سلامتی و شادابی توصیه می کنند، بلکه آن را موجب بی نیازی به پزشک می پندارندمصرف مداوم انواع سبزی تازه جهت تامین فیبر، ویتامین ها و آنتی اکسیدان های لازم به دلیل خاصیت ضد سرطانی و ضد بیماری قلبی آن مورد توصیه کلیه متخصصان تغذیه است. تهیه سمنو با آرد جوانه گندم که سرشار از ویتامین ای (به عنوان آنتی اکسیدان قوی و بی اثر کننده رادیکال های آزاد در بدن) و انواع ویتامین های ب است و مصرف آن ضمن تامین کالری برای حفظ جوانی، سلامتی، ضدپیری و افسردگی همواره توصیه می شود
2
نوشته شده در 2010/3/20ساعت 15:32 توسط مجنون |
عیدتون مبارک........ عید نوروز چگونه شکل گرفتانسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروزجشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
روایت های اسلامی درباره نوروزآورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود. و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
جشن نوروز
جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
پنجه (خمسه مسترقه)بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزیاز جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند. از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
2
نوشته شده در 2010/3/20ساعت 15:30 توسط مجنون |
چهارشنبه سوري
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:53 توسط مجنون |
عشق یعنی این...................
من / عشق
پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:38 توسط مجنون |
آری عشق آری عشق....... عاشق که می شوی مدام و هر لحظه دوباره به دنیا می آیی ،
انگار که پیوسته در زایش و رویش باشی
قلبت تند تر میزند،
دستانت بیشتر خلق می کند ،
نگاهت گویی که بیشتر خدا را می بیند
................چنانکه خدا شده باشی ،
گرمی اشکهایت را بیشتر روی گونه ات احساس می کنی . . . . عاشق که می شوی تازه همه چیز شروع می شود....................به قول خیلی ها:
راستی نکند که عاشق شده باشی؟..
ها ؟؟......
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:36 توسط مجنون |
رویا رویای تو................ واین رویایی بیش نیست.....
وچه شیرین است.....
تحقق یافتنش.....
مانند یک سراب است.....
که انسان راهر لحظه به سوی خویش می کشد....
ودر نهایت.....
هیچ.....
واین رویا چه شیرین است.....
رویای با تو بودن.....
ودر نگاهت جاری شدن.....
وهمچون قطره اشکی بر گونه ات جاری شدن.....
واین رویا چه شیرین است.....
رویای لبخندت.....
وسرابی بیش نیست.....
حیف.....حیف.....
رویا تنها, در حد رویا بودن شیرین است.....!!
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:33 توسط مجنون |
اگر به این ۵ سوال پاسخ دهید خیلی با هوش هستید اگر به این ۵ سوال پاسخ دهید خیلی با هوش هستید
کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:25 توسط مجنون |
عاشقانه ها
2
نوشته شده در 2010/3/14ساعت 16:23 توسط مجنون |
عشق
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 11:1 توسط مجنون |
مدیون دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که ادمهایی مثل ان غریبه پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش برود و یا پسر خا له اش با ان همه احساس و ابراز محبت و انوقت او عاشق بی احساس ترین ادم دنیا شده بود در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:59 توسط مجنون |
ايام عشق
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:56 توسط مجنون |
يه چيز قشنگ اگر A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۱۱۲ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ HARD WORK ( تلاش سخت ) H +A+R+D+W+O+R+K ۹۸٪ = ۱۱+ ۱۸ + ۱۵+ ۲۳ + ۴ + ۱۸ + ۱ +۸
KNOWLEDGE (دانش ) K+N+O+W+L+E+D+G+E ۹۶٪ = ۵ + ۷ + ۴ + ۵ + ۱۲ + ۲۳ + ۱۵ + ۱۴ + ۱۱
LOVE ( عشق) L+O+V+E ۵۴٪ = ۵ + ۲۲ + ۱۵ + ۱۲ LUCK ( شانس ) L+U+C+K ۴۷٪ = ۱۱ + ۳ + ۲۱ + ۱۲
همه ما فکرمی کردیم اینها بهترین ها باشند نه؟؟
پس چه چیزی 100% را می سازد ؟
MONEY ( پول ) M+O+N+E+Y ۷۲٪ = ۲۵ + ۵ + ۱۴ + ۱۵ + ۱۳
LEADERSHIP ( رهبری) L+E+A+D+E+R+S+H+I+P ۸۹ ٪ = ۱۶ + ۹ + ۱۹ + ۱۸ + ۵ + ۴ +۱ +۵ +۱۲
هر مشکلی راه حلی دارد ، شاید فقط لازم است نگرشمان را عوض کنیم ! برای رسیدن به اوج 100% روی چه چیزی کار کنیم ؟
ATTITUDE ( نگرش ) A+T+T+I+T+U+D+E ۱۰۰ ٪ = ۵ + ۴ + ۲۱ + ۲۰ + ۹ + ۲۰ + ۲۰ + ۱ اگر نگرش ما به زندگی و گروه وکارمان عوض شود زندگی 100% خواهد شد؟ !! نگرش همه چیز را تعیین می کند .
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:55 توسط مجنون |
دوست دارم.....
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:54 توسط مجنون |
پیرمرد و دختر فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - قبلا اینو به تو گفتن ؟ - نه . - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . - راست می گی ؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:54 توسط مجنون |
تو نه من هيچ
باراني جاي پاي تو را از كوچه قلبم نخواهد شست...
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:48 توسط مجنون |
سرنوشت بگذار سرنوشت هر راهي را كه مي خواهد
برود ما راهمان جداست ،
اين ابرها تا مي توانند ببارند ما چترمان
خداست.
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:46 توسط مجنون |
» تفاوت
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:45 توسط مجنون |
میمیرم برا عشق دختر:خوشگلم پسر:نه دختر:دوستم داری پسر:نه دختر :اگه بمیرم برام گریه نمی کنی پسر:نچ دختر اشک تو چشماش جمع شدو پسر بغلش کردوگفت:تو خوشگل نیستی زیباترینی...دوستت ندارم عاشقتم اگه بمیری برات گریه نمی کنم...منم میمیرم
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:44 توسط مجنون |
عشق واقعی
پرسید: به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ کس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یک بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده
2
نوشته شده در 2010/3/4ساعت 10:42 توسط مجنون |
دوستت دارم
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
2
نوشته شده در 2010/2/24ساعت 10:13 توسط مجنون |
دوستت دارم M تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است ![]()
2
نوشته شده در 2010/2/24ساعت 10:6 توسط مجنون |
گل ![]()
2
نوشته شده در 2010/2/24ساعت 10:4 توسط مجنون |
عشق تو مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.
2
نوشته شده در 2010/2/24ساعت 10:2 توسط مجنون |
love
2
نوشته شده در 2010/2/22ساعت 12:58 توسط مجنون |
تنها
2
نوشته شده در 2010/2/22ساعت 12:56 توسط مجنون |
تنهایی... رفیق من سنگ صبور غم ها به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچ کس نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها نمونده از جوونی هام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی اگر بیای همون جوری که بودی کم می یارن حسودا از حسودی صدای سازم همه جا پر شدم هر کی شنیده از خودش بی خوده اما خودم پرشدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه تنهایی بی سنگ صبور خونه سرد و سوت و کور توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگر چه. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هیچ کس نیوم
گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره نمی خوام با من بمونی تو حالا تو روزگارم دیگه جایی نداری تویه این قلب شکسته زندگی با تو محاله تو همونی که میگفتی زندگی با من خیلی قشنگه نمی دونستم که حرفات همش از روی نیرنگه حالا اینو می دونم گرچه حالا خیلی دیره زندگی با تو محاله تنها شنیدم از همه که تو وفا نداری دارم تو چشمات میبینم می خوای که جا بذاری منم یکی مثل همه تو قلب تو شلوغه گریه نکن که گریه هات برای من دروغه
2
نوشته شده در 2010/2/22ساعت 12:50 توسط مجنون |
2
نوشته شده در 2010/2/21ساعت 13:5 توسط مجنون |
|
صفحه اصلي پست الکترونیک طراح قالب هفته چهارم اسفند 1388 هفته دوم اسفند 1388 هفته اوّل اسفند 1388 هفته چهارم بهمن 1388 هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388
|
|||||||||||||